تبليغاتX
بزرگترین مرجع دانلود آهنگ ایرانیان

khaterat  

پیش نویس: از اين به بعد خاطرات هر روزه حاج اكبر آقا جوجه رو در اين قسمت مي تونيد بخونيد. حاج اكبر آقا لطف كردند و خاطرات سال 1363 خود را در اختيار ما قرار دادند. 

(عکس تزیینی است و هیچ جنبه ی مادی و معنوی دیگر ندارد)

 

 

  جمعه 6 مهر 1363

امروز صبح حاج خانم هوس كله پاچه كرده بود، به ممد آقا گفتم بپر سر كوچه دو دست كله پاچه چرب و چيلي بگير بيار براي حاج خانم. ممد گفت بزار بخوابيم بابا.عجب بچه ايه حتما بايد دوتا بزنم تو سرش.

 

ساعت طرفاي 11 بود كه يه تعداد از بچه هاي بازار اومدن براي شكايت كه كيفيت مرغ براي جوجه كردن اومده پايين و ما نمي تونيم مشتري رو راضي كنيم به فاطي خانم گفتم برو ببين چي مي گن اينا!

 

ساعت 2 سيد علي كله پزي وقت گرفته بود بياد در باره مسائل مهمي با هم صحبت كنيم. اين بار سومي بود كه مي اومد در باره مسائل مهمي با هم حرف بزنيم و من همون اول آب پاكي رو مي ريختم رو دستش كه رهبر آينده سنديكا كله پزا منم چون به رهبر فعلي نزديك ترم و سن ام هم بيشتره و اون سرشو مينواخت پايين و مي رفت.

 

عصر بيشتر وقتم رو تو مجلس كله پزان و بچه هاي جوجه بودم نا سلامتي رييس اونام! آخر وقت برخي از برادران بسيجي و فرماندهان نيروهاي مختلف سنديكاي كله پزي وقت گرفتن بيان دست بوسم و درباره مشكلات جنگ سنديكاي كله پزي و حليم پزي كه 4 سالي بود ادامه داشت صحبت كنيم و منم حوالشون دادم به فازي خانم (فائزه) يه وقت مناسب بهشون بده. امشب رو اجالتا خونه مي خوابيم تا ببينيم فردا شب چي ميشه.

 



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط علی در ساعت
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin



کلیه ی حقوق این سايت در اختیار مدیریت آن است.

ارتباط با مديريت براي قرار دادن آهنگ از طريق پست الكترونيكي سايت :

persianMcenter@gmail.com

»تعداد بازديدها: