تبليغاتX
بزرگترین مرجع دانلود آهنگ ایرانیان

Niloofar Lari Puor                                                    عروض دات کام / رامتین زارع

 

 در آشفته بازار ترانه‌ی ایران که در خیلی از بخشها اسیر

 بی قاعدگی و بی سروسامانیست و ترانه‌سرهایی که

 بعضا صلاحیت این کار را ندارند، به واسطه‌ي ایجاد رابط

ه در برحه‌ای از زمان نامشان بر سر زبانها می افتد ،

 و چند ماه بعد هم اثری از آنها در موسیقی پاپ ایران وجود ندارد.

. معدود ترانه‌سراهایی هستند که به صورت پیوسته

و در عین حال قدرتمند به فعالیت ادامه می دهند .

 

من نیلوفر لاری‌پور را از آن دسته از ترانه سراها می‌دانم و

 شما را به خواندن مصاحبه‌ای با نیلوفر لاری‌پور دعوت می کنم ،

 با عنوان گپی در یک بعد از ظهر آفتابی.

 

 

با سلام ، لطفا یک بیوگرافی از خودتان ارائه دهید و بگویید چگونه ترانه‌سرا شدید ؟

 

بنده نیلوفر لاری‌پور متولد 27 مرداد 1349 ، لیسانس ادبیات هستم . و کار ادبی خودم را از سال 1368 از نویسندگی گروه کودک رادیو شروع کردم . در دوره‌ای که آقای ساعد باقری مدیر گروه کودک رادیو بودند . و بعد در فراخوان دفتر شعر جوان شرکت کردم و به عنوان برگزیده به این موسسه راه پیدا کردم و زیر نظر اساتیدی چون ساعد باقری ، مرحوم سید حسن حسینی ، محمدرضا عبدالملکیان و سهیل محمودی کار شعری خودم را ادامه دادم.

 

در سال 1371 اولین ترانه‌ام ( با عنوان بهار لبخند ) توسط فرید شبخیز آهنگ سازی شد و توسط بیژن خاوری اجرا شد . این در حالی بود که اولین زمزمه‌هایی از موسیقی پاپ در ایران شنیده می شد . و چند ترانه‌ی دیگر با مضامین بهار و طبیعت که خاص آن زمان بود از من اجرا شد ، و بعد از آن در کلیپی که به سفارش بنیاد جانبازان ساخته شد ، و توسط حمید غلامعلی اجرا شد ، و ترانه‌سرای آن سهیل محمودی و آهنگساز آن شادمهر عقیلی بود ، در نقش فیلمنامه نویس ظاهر شدم .

 

به واسطه این کار با شادمهرعقیلی آشنا شدم ، و قرار شد کاری را با عنوان مسافر که اختصاص به هموطنان خارج از کشور داشت برای شبکه‌ی جام‌جم بسازیم و بعد از آن پیشنهاد شد که آلبومی با همین نام کارشود . البته ما توقع نداشتیم که ترانه‌هایی با مضامین عاشقانه مجوز بگیرد .

 

من در آن آلبوم چهار ترانه با عناوین مسافر ، روح سبز ، هوای گریه دارم و مشق سکوت داشتم و از آن تاریخ شد که من به عنوان یک ترانه‌سرا در ایران مطرح شدم .

 

- اگر بخواهید ترانه را تعریف کنید چه می گویید ، ترانه خوب چه ترانه‌ایست ، آیا لزوما باید با شعر ارتباط داشته باشد ؟

 

خیلی‌ها می گویند ترانه نباید شعر باشد . ولی به نظر من اولین فاکتور ترانه شعریت آن است . به این ترتیب که یک ترانه سرا ابتدا باید یک شاعر باشد . البته ترانه در عین حال که باید از فاکتورهای شعری برخوردار باشد باید برای عامه‌ی مردم هم قابل فهم باشد . و هر شخصی که آن را می شنود باید با توجه به فهم و سواد و موقعیت فرهنگی و اجتماعی خود بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

 

مضافا بر اینکه باید این قابلیت را داشته باشد که روی موسیقی بنشیند و قابلیت خواندن داشته باشد و دچار سکته و نقصهای زبانی نباشد و بتواند زمزمه شود و قابل حفظ شدن باشد. یعنی ترانه‌ای موفق است که وقتی آن را چند بار شنیدیم آن را به خاطر بسپاریم.

 

وضعیت ترانه را در شبکه‌های ماهواره‌ای و بازار موسیقی پاپ ایران چگونه می بینید ؟

 

متاسفانه در آنجا کارها بدون اعمال نظر و فیلتر مناسب پخش می شود چرا که هر کس پول بدهد کارش را پخش می کنند . اما اگر کارهای خوب و بد در کنار هم پخش شوند شنونده قدرت انتخاب خواهد داشت . شبیه شبکه‌های برخی از کشورهای همجوار.

 

البته این طبیعیست ، وقتی هر کس حاضر می‌شود ، با هر قیمتی ترانه‌اش را بفروشد و با هر خواننده‌ای کار کند ، این وضعیت به وجود می‌آید . البته در این میان ترانه‌سرهایی مانند دکتر افشین یدالهی و فرزاد حسنی حاضر نیستند با هر خواننده‌ای کار کنند و این شیوه‌ی درست ترانه سرایسیت.

 

شما در خلال صحبتهایتان به سوالهای بعدی من هم جواب می دهید!

 

شاید به خاطر این باشد که خودم هم کار مصاحبه انجام داده‌ام.

 

آیا با این موضوع موافقید که بسیاری از ترانه‌سراهای ما در حال حاضر از روی دست ترانه‌سرایان بزرگ ما در گذشته ترانه می نویسند ؟

 

به اعتقاد من ترانه شبیه غزل یک قالب است ، آیا می شود گفت حسین منزوی به شیوه‌ی مولانا و یا محمد علی بهمنی شبیه حافظ شعر می‌گوید ؟

 

آیا حتی تاثیر هم نمی‌پذیرند ؟

 

البته این به خاطر این است که فاصله‌ی زمانی ما با آن ترانه‌ها زیاد نیست . ترانه سرایانی مثل محمد علی بهمنی و شیبانی فاصله‌ی زیادی با ما ندارند و شاید یکی از دلایل تاثیر آنها بر ترانه‌ی ایران همین باشد .

 

من معتقدم شاعر خوب زبان خاص خودش را دارد با این توضیح که نسل ترانه‌سراهای ما عموما جوان هستند ، و در موحله‌ی آزمون و خطا و باید به شیوه‌ی گذشته ترانه بگویند تا زبان خاص خودشان را پیدا کنند . زیرا زبان چیزی نیست که بدون تجربه به آن برسیم .

 

مثال بارز این حرف فروغ فرخزاد است ، شعرهای دوران 20 سالگی او را در کنار مجموعه‌ی تولدی دیگر بگذارید که در 33 سالگی نوشت.

البته این نکته را نمی شود کتمان کرد که بسیاری از ترانه‌سراهای ما سواد ادبی مناسبی ندارند و این شاید به خاطر بازار موسیقی و ترانه‌ی پاپ باشد . وقتی ترانه‌سرای جوان ترانه‌اش را به مبلغ 500 هزار تومان می فروشد ( که به میزان فروش یک مجموعه‌ی غزل یا سپید است ) و با یک ترانه یا چند ترانه نامش را در کنار افراد مشهور می بیند دیگر رغبتی به مطالعه‌ی بیشتر در زمینه‌ی شعر نمی کند .

 

متاسفانه بسیاری از ترانه‌سراهای ما اصلا شعر کلاسیک ندارند . مگر می‌شود نقاشی که نقاشی مدرن می کند هیچ اطلاعی از نقاشی کلاسیک نداشته باشد ؟

 

تاثیر ترانه‌سراها در وضع موجود ترانه‌ی ایران بیشتر است یا آهنگسازها ؟

 

به اعتقاد من هر دوی آنها دخیلند ، آهنگساز ها ، تنظیم کننده همه می توانند کار را نابود یا موفق کنند . دقیقا شبیه یک فیلم سینمایی یا شبیه یک بازی فوتبال که باید ، بازیکن ، تاکتیک و امکانات مالی داشته باشد .

 

همانطور که می‌دانید ما هر جا یک ترانه‌سرای موفق و خوب می‌بینیم در کنار یک آهنگساز خوب است و اگر او در کنار یک آهنگساز متوسط قرار می‌گرفت اصلا کارش شنیده نمی‌شد .

 

بدین ترتیب عمده‌ی کار ترانه به عهده‌ی ملودی‌ساز آن است ما متاسفانه در ایران ملودی‌ساز خوب زیاد نداریم . شاید به تعداد انگشتان دست . شاید باور نکنید اما من خودم 60٪ کارهایی را که از من وارد بازار شده حتی یک بار هم گوش نداده‌ام ، چرا که می دانستم ، موسیقی ضعیف چه به روز ترانه آورده است . اما نمونه‌ای خیلی خوب را برایتان از ملودی مثال می‌زنم ، شما اذان را به خاطر بیاورید ، لغات و کلمات اذان در طول تاریخ هیچ فرقی نکرده است ، ولی چرا همه ما دم غروب می‌گردیم دنبال شبکه‌ای که اذان موذن‌زاده اردبیلی را پخش می کند ؟ جواب من این است که ملودی خوبی و صدای خوبی روی آن است . پس نقطه ضعف ما آهنگ گذاری و ریتمی است که روی کار می گذاریم .

 

در مورد قرآن چطور ؟

 

من از شما می پرسم چرا شهریار پرهیزکار استاد ترتیل خوانی در قرآن است ؟ مگر دیگران ترتیل نمی‌خوانند ؟ چرا صدای عبدالباسط را به عنوان قرائتهای خوب گوش می کنیم ؟ چون موسیقی مناسبتری با کلمات قرآن را انتخاب می‌کنند . ما خیلی از کلمات قرآن را نمی‌فهمیم ، اما این موسیقی به ما کمک می کند که از آن لذت ببریم و به آن گوش بدهیم . پس شعر خوب را آهنگ ساز بد می‌تواند نابود کند .

 

ترانه‌هایی که در کاستها شنیده می‌شود آیا تمام توان و استعداد ترانه‌ی ایران است ؟

 

خودتان هم در ترانه‌ و خانه ترانه هستید و دیده‌اید که خیلی از ترانه‌سراها و شاعران را در جلسات ترانه می‌بینیم که تنها به دلیل اینکه ارتباط زیادی با مراکز موسیقی پاپ و آهنگسازها و خواننده‌ها ندارند اشعارشان را در بازار نمی‌بینیم . البته این در حالی ست که آنها خیلی بهتر از بسیاری از ترانه‌سراهایی که اسمشان را می‌شنویم شعر را می‌فهمند ، جوانهایی مثل زهرا عامری ، امرحسین مساح ، مهتا پناهی ، امیر پیرنهان ، مومنه یوسفی ، مونا برزویی و مسعود امامی از این دسته از جوانها هستند .

این وضعیت مشابه در مطبوعات نیز وجود دارد.

 

نظر شما در مورد ترانه‌های منفی و خشن چیست ؟

 

به اعتقاد من ترانه چه خشن باشد و چه منفی ، راک باشد یا رپ اگر کار خوبی باشد خوب است و اگر بد باشد بد است . در این میان کسی که اسیر فضا و جو شود مسلما کار خوبی از او نمی بینیم . او می‌بیند که ترانه‌های خشن بازار خوبی دارند ، او فکر می کند که به خاطر خشونت است که موفق شده است ، غافل از اینکه در آنجا اتفاقهای دیگری نیز افتاده ...

 

ما در ادبیات کلاسیک هم نمونه‌هایی داریم ، مثلا شهریار می گوید:

برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

 

البته متاسفانه تقاضا نیز برای چنین ترانه‌هایی زیاد شده است ، نمی‌دانم چرا مردم ما این ترانه‌ها را دوست دارند . آیا تمام آنها از عشق سرخورده شده‌اند ؟ یا مسائل اقتصادی باعث این وضعیت است ؟ اگر در شعرهای خارجی این را می‌بینیم ، آن ربط دارد به فرهنگ خودشان و به ما ربطی ندارد .

 

شاعر نباید در خدمت این شیوه و این کلمات باشد ، بلکه این شیوه از ترانه باید در خدمت شعر باشد و آن ربط دارد به قدرت شاعر . اگر شاعر بیاید به تصاویر خشن در اجتماع مثل گرانی و مشکلات اقتصادی حس شاعرانه بدهد ، آنوقت کار مهمی کرده ، نه اینکه بیاید به آن دامن بزند .

 

مسلما وقتی در خیابان دو موتوری با هم تصادف می‌کنند و به هم بد و بیراه می‌گویند شعر نیست . خیلی از بحث خارج شدیم ؟!

 

نه فکر نمی کنم اما با یک سوال دیگر می‌شود از بحث خارج شد ، آن سوال این است که آیا ترانه لزوما باید با موسیقی تلفیق شود ؟

 

ترانه باید خاصیت زمزمه شدن داشته باشد . چه لالایی مادرانه باشد چه ترانه‌های روی موزیک ، یا دوره‌گردی که با یک جمله شما را از داخل خانه به کوچه می‌کشد و بهترین آلبومهای موسیقی شاید چنین تاثیری نداشته باشند و این به خاطر آهنگ است که آن کلام دارد .

 

رابطه شما با موسیقی چطور است ؟

 

من خودم به شخصه سازی نمی زنم ، اما ارتباط حسی فوق‌العاده‌ای با موسیقی دارم . به طوری که در تنظیم‌ها ، در کارهای خیلی از دوستان وارد می شوم و نظر می‌دهم و آنها می‌پذیرند . من اگر یک ملودی را سالها قبل هم شنیده باشم می‌توانم به خاطر بیاورم . بارها شده بود که یک آهنگ‌ساز به من زنگ می‌زد و می‌پرسید سالها قبل که ملودی روی شعرت گذاشتی قرار است اجرا شود ، آیا آن ملودی را به خاطر می‌اوری ؟ و من برای آنها زمزمه می‌کردم .

 

جالب اینجاست که من خیلی از ترانه‌هایم را روی ملودی‌های ذهنی خودم می‌گویم و آن را با آهنگ‌سازها در میان می‌گذارم . به طور مثال من در حال حاضر آلبومی را کار می‌کنم ، به این ترتیب که آلبوم زیر نظر من است . و من در این آلبوم شعرهایی را که خیلی دوست می‌دارم و ملودی‌های ذهنی خودم را اعمال می‌کنم . در زمینه‌ی تنظیم این کار ، خانم ملودی محمودی فعالیت می‌کند ، که چون زن است ، خیلی راحت‌تر باهم کار می‌کنیم و میثم حسین زاده آن را می‌خواند .

در آلبوم مثلث علی لهراسبی که تازه وارد بازار شده هم با خانم محمودی کار کردم و راحت بودم .

 

نیلوفر لاری پور بیرون از حیطه ترانه‌سرایی چه فعالیت‌هایی می کند ؟

 

تمام تلاشم این است که خیلی عادی زندگی کنم . در زندگی عادی سعی می‌کنم ، نه رمانتیک باشم و نه روشن فکر . تلویزیون و سریالهای تلویزیون را شبیه مردم عادی دنبال می‌کنم . با دوستانم کافی‌شاپ و با خانواده به میهمانی می‌روم ، کتاب می‌خوانم و در مجلات قلم می‌زنم .

 

من خیلی خوشحالم که با همین رندگی عادی ترانه‌ای مانند پر پرواز ( یه پنجره با یه قفس ) را سروده‌ام که در حافظه مردم ماندگار است.

 

آینده هنر و شعر و ترانه را در ایران چگونه می‌بینید ؟

 

عناصر زیادی هستند که در شعر و موسیقی و سینما آینده را می‌سازند من یک بار به شادمهر عقیلی هم گفتم که اگر او در آن تاریخ با آن ترانه‌ها و آن موسیقی اثری را ارائه نمی‌داد آیا اینقدر موفق می شد ؟ آیا اگر چند سال بعد آن آلبوم را ادامه می‌داد این بازده را داشت ؟ پس عناصر زیادی در پیشرفت هنر دخیلند .

 

شنیده‌ایم شادمهر پول ترانه‌های شما را نداده ، آیا حقیقت دارد ؟

 

شادمهر آن زمان که در ایران بود چند ترانه از من گرفت تا آهنگ‌سازی کند . و پول هیچ کدام را نداد . و وقتی از ایران رفت و آن را بدون اجازه من و بدون اطلاع من اجرا کرد تماس گرفت و گفت مبلغی را در ازای ترانه‌ها می‌دهد و هنوز نداده است .

 

این ضعیت مشابه برای فرزاد حسنی و مونا برزویی م پیش آمده است و من از این طریق اعلام می کنم که هیچ آگاهی از چگونگی اجرای این ترانه‌ها در خارج از کشو نداشته‌ام .

 

حرف آخر ؟

 

حرف آخر من این است که خواننده‌ها و آهنگسازها و ترانه‌سراها و شعرا سعی کنند که با تمام استعدادشان آثار قدرتمندی خلق کنند و سعی کنند بیشتر از اینکه به پول و بیزینس فکر کنند ، به هنر هم فکر کنند . چرا که چند سال دیگر ، فقط همین کارها از ما باقی می‌ماند .

 

و اما ترانه :

این ترانه را که مدتها پیش از من در مجله‌ها چاپ شده بود آقایی به نام ( کیا ) اجرا کرده است که من هیچ آگاهی از آن نداشته‌ام و این شعر را به بدترین شکل و بدترین نوع کلیپ و مستهجن‌ترین نوع کلیپ وارد بازار کرده‌اند و نام من چند بار در آن کلیپ پخش می‌شود و باید بگویم که هیچ اطلاعی از آن نداشته‌ام .

 

در پایان قبل از ترانه از شما نیز تشکر می‌کنم .

 

واسه‌ی شکستن غرور من

تو بدون که اولین بهانه‌ای

این شب که تمومی نداره

آخرین فرصت عاشقانه‌ای

 

خط بکش رو همه‌ی ترانه‌هام

این غرور سنگیو ازم بگیر

می‌خوام از تو به خودم پل بزنم

بزار گم شم توی بهت این مسیر

 

اگه با اشاره‌ی تو می‌شکنم

اگه روحمو به آتیش می‌کشم

تو بدون که عاشقم اما هنوز

من همون کوه بلند سرکشم

 

تو به من دروغ بگو اما بدون

که وجود من یه دنیا خواهشه

تو به من دروغ بگو اما نرو

شاید این دروغا باورت بشه

 

خنده‌هات دلیل بودن منه

واسه من همین بهانه کافیه

نمی‌خوام راس راسی عاشقم بشی

یه دروغ عاشقانه کافیه!!

 

                                                                گردآوری برای سفیر / ناصریا



|لینک ثابت|   
نوشته شده توسط علی در ساعت
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin



کلیه ی حقوق این سايت در اختیار مدیریت آن است.

ارتباط با مديريت براي قرار دادن آهنگ از طريق پست الكترونيكي سايت :

persianMcenter@gmail.com

»تعداد بازديدها: